محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4223

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« باران سيرابت كند « كه براى طالبان بخشش « ابرى فيض بخش بودى . » ابو جعفر گويد : در اين سال شيعيان بنى عباس كه در خراسان بودند ، سليمان بن كثير را پيش محمد بن على بن عباس فرستادند كه كار و وضع آنها را به دو خبر دهد . سخن از اينكه چرا شيعيان بنى عباس ، سليمان را پيش محمد بن على فرستادند ؟ سبب چنان بود كه محمد بن على از شيعيان خويش كه در خراسان بودند ، آزرده خاطر بود ، از آن رو كه از خداش كه خبر وى را از پيش ياد كرديم اطاعت كرده بودند و دروغى را كه از جانب وى نقل كرده بود پذيرفته بودند ، به همين جهت مكاتبه با آنها را ترك كرد و چون نامهء وى تأخير شد ، فراهم آمدند و از اين قضيه سخن آوردند و همسخن شدند كه سليمان بن كثير را برگزينند كه وى را ببيند و خبرشان را با وى بگويد و با پاسخ وى باز گردد . چنان كه گفته‌اند سليمان بن كثير پيش محمد بن على رفت كه نسبت به شيعيان خراسانى خويش معترض بود و خبرشان را با وى بگفت محمد بن على به سبب پيروى از خداش و دعوت وى سرزنششان كرد و گفت : « خدا خداش و پيروان دين وى را لعنت كند » راوى گويد : پس از آن سليمان را به خراسان باز فرستاد و همراه وى نامه اى به شيعيان خويش نوشت . سليمان پيش آنها رفت و نامهء سر به مهر را همراه داشت كه مهر آن را گشودند و چيزى جز بسم الله الرحمن الرحيم ، در آن نيافتند و اين بر آنها گران آمد و بدانستند كه آنچه خداش از جانب محمد بن على آورده بود ، مخالف